6. پيشرفت فنون پزشكي در يونان و چين. بسياري از رسالههاي ((بقراطي)) مربوط است به آغاز يا اواسط قرن چهارم: دربارهٴ شكستگيها و دررفتگيها، كه براي مطالعهٴ كالبدشناسي يونان قديم بسيار جالب توجه است؛ آثار مختلفي دربارهٴ توالد و تناسل، احتمالاً از منشأ كنيدي، حاوي گزارشي دربارهٴ يك نظريهٴ همه تخمهاي1 و اشارات گرانبهايي دربارهٴ انسان و رويانشناسي مقايسهاي؛ قديمترين رسالهٴ مستقل دربارهٴ كالبدشناسي؛ دربارهٴ قلب، توصيفي استادانه، احتمالاً از منشأ سيسيلي، كه در آن قلب به عنوان جايگاه فكر و حرارت دروني تلقي شده است.
سه مكتب طبي بزرگ در اثناي اين عصر ظهور كرد: مكتب كوس، به وسيلهٴ پوليبيوس2 رويانشناس، داماد بقراط (يك رسالهٴ منسوب به او مآخذ اصلي ما در زمينهٴ نظريهٴ اخلاط چهارگانه است)؛ مكتب سيسيل به وسيلهٴ فيليستيون لوكرويي3، كه تحقيقات زيادي در كالبدشناسي و وظايفالاعضا به عمل آورد؛ و مدرسهٴ كنيدوس به وسيلهٴ خروسيپوس4. يك مكتب تازه، مكتب جزمي5، كه به تعليم سنن بقراطي همراه با گرايشهاي التقاطي ادامه ميداد، به وسيلهٴ ديوكلس كاروستوسي6، ملقب به ((بقراط ثاني))، معرفي شد، كسي كه به كالبدشناسي، رويانشناسي، و وظايفالاعضا بسيار علاقهمند بود.
توجه دانشپژوهان گياهشناسي را بايد به قطعاتي از خروسيپوس و ديوكلس معطوف ساخت. شخص اخيرالذكر قديمترين كتاب را در زمينهٴ گياهشناسي طبي نوشت. ممكن است محقق جانورشناس به مطالعهٴ برخي آثار گزنوفون مورخ بپردازد.
معلومات ما راجع به پزشكي چين قديم از ترتيب زماني بسيار محدود است، ولي احتمال دارد رسالههايي كه بنا بر سنت چيني به شن نونگ7 و هوانگ تي8، امپراتوران افسانهاي چين، منسوب است (اقلاً به شكل كنونيشان) مربوط به پيش از سدهٴ چهارم ق م نباشد.
7. تاريخشناسي و جامعهشناسي يوناني. تنها مورخ اين عصر گزنوفون است كه عقبنشيني بزرگ لشكر دههزار نفري يونانيان را در مسير بينالنهرين و آسياي صغير رهبري كرد (401 - 400) و آن را به صورت دلكشي در بازگشت9 شرح داد؛ گزنوفون كتابهاي بسيار ديگري نوشت كه داراي ارزش تاريخي، جامعهشناسي و فلسفي چشمگيري است.
8 . زبانشناسي سانسكريت. احتمال دارد پانيني، بزرگترين نحوي هندو كه زبان سانسكريت را تثبيت كرد، در اين عصر برآمده باشد. او اهميت زيادي براي تلفظ واژهها قايل شد.